يحيى دولت آبادى

254

حيات يحيى ( فارسى )

بانك رهنى روس كه اكنون از ميان رفته است رقيبى در ايران نداشته و خود زمامدار مطلق امور بانكى اين مملكت بوده است و از ايجاد شدن رقيبى تا آنجا كه ميتوانسته است جلوگيرى ميكرده تصور نميكرده است روزى بشود از سرمايه‌هاى داخلى مملكت بانكى ايجاد شود كه تكيه‌گاه آن قوهء نظامى قابل اعتنائى بوده باشد و با سياست بازيهاى بانكى خارجى دست از تعقيب كار خود برندارد تأسيس بانك پهلوى بر خلاف اين تصور بانك شاهى بوده است و بما نويد ميدهد كه به زودى بتوانيم بآرزوى ديرينه مليون كه تأسيس بانك ملى است چنان كه در جلد دوم اين كتاب نوشته شد رسيده پايهء اوضاع دادوستد نقدى مملكت را در مجراى طبيعى و قانونى خود بيندازيم . خلاصه سخن در قدرت و نفوذ نظاميان بود در سرتاسر مملكت اينك ببزرگترين اسباب دست آنها براى اعمال نفوذ و قدرت خود اشاره نمايم . بزرگتر وسيله در دست قدرت امراء لشگر و زيردستان آنها در همه جاى مملكت موضوع لزوم خلع سلاح قواى غير نظامى مملكت است از ايلات و عشاير و غيره . البته بايد تصديق داشت كه براى امنيت مملكت گرفتن اسلحه از دست اشخاص غير نظامى از واجبات است و سردار سپه در اقدام به اين كار با مشكلات بسيار كه در بر دارد خدمت مهمى را بجا ميآورد و در عين حال هم بايد دانست كه اجراكنندگان حكم خلع سلاح يعنى امراء لشگر و زيردستان آنها در راه استفاده‌هاى شخصى بهانه بزرگى بدست آورده‌اند و صورتى به خود گرفته است كه اگر حقايق احوال جارى در اجراى اين حكم در سرتاسر مملكت عكس برداشته شده در برابر نظر اعتبار گذارده شود صورت موحش تأسف‌آميزى را نشان ميدهد از سختيها و بدبختيها كه دربر دارد با اين وصف چون شخص سردار سپه از تمام آن افراد بهتر است اگر شمه‌ئى از ستمكاريهاى مزبور به گوش او برسد با اينكه نميخواهد نظاميان ارشد را برنجاند باز تا آنجا كه بشود از تجاوزاتشان بزيردستان جلوگيرى مينمايد و بهرحال در عين بدرفتارى نظاميان در همه جا با مردم و ستمگريها كه واقع شده و مىشود بايد اعتراف داشت كه قوهء نظامى نورس در زمان كم كار خوب هم بنفع مملكت بسيار كرده است . نظاميان از يك طرف بتكميل عده و انتظامات داخلى خود و تهيه ذخائر جنگى